تبلیغات
روانشناسی - نگاهی به خود زنی یا جرح خویشتن (Self Harm or Self Mutilation) قسمت اول
چو رود که در مسیر دره می رود رونده باش / امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

نگارش در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط اکرم: بانوی ماهتاب

 

احمدرضا محمدپور
مرور كلی

كارل منینگر اولین بار در 1938 اصطلاح خودزنی را به كار برد. او خودزنی را در رفتارهای انسانی به چهار گروه تقسیم كرد: 1)‌رفتارهای روان آزرده (Neurotic)، 2) روان‌پریش (Psychotic)، 3) ارگانیك و 4) در زمینه مذهبی.


شیوع

تقریباًً یک درصد جمعیت در طول عمر خود برای مدارا coping با موقعیت یا احساس فلج‌کننده پیش آمده از آسیب بدنی به شکل جرح خویشتن استفاده می‌کنند. آسیب به خود افراد را ناقص می‌کند. درک این پدیده رفتاری مشکل است و به شکل خیلی ساده یا در یک موقعیت احساسی که فرد تحت فشار است رخ می‌دهد.


نگاه دیگران به فرد مبتلا به خود زنی

دوستان و اشخاص مورد علاقه فردی که به خود آسیب می‌زند اغلب او را شخصی هراسان، منزوی و ناامید می‌دانند. اغلب اوقات آنها خواسته‌ها یا اهداف نهایی خود را به شکلی تنظیم می‌کنند تا بتوانند کمی کنترل بر موقعیت داشته باشند. این در حالی است که این هدف با تخریب کردن بیشتر چیزها میسر می‌شود.

تعریف

جرح خویشتن را می‌توان به صورت رفتاری تعمدی که به طور مستقیم به بدن فرد آسیب
می زند و باعث صدمه دیدن بافتهای بدن یا حتی قطع عضو می‌شود تعریف نمود که برای چند دقیقه فرد از شر احساس یا موقعیت فلاکت بار یا درمانده کننده خلاص می‌شود.

این مهم است که متوجه باشیم جرح خویشتن ممکن است در حضور یک ناظر بیرونی یا در غیاب آن انجام گیرد. به هر حال بایستی در نظر داشته باشیم که این عمل کارکرد و کنشی برای شخص دارد یعنی فرد از انجام آن منظوری هوشیار، ناهوشیار یا نیمه هوشیار دارد. بنابراین لازم است کارکردهای مورد نظر شناسایی شده تا بتوان راههای کنارآمدن با آنها را آموزش داد. این مهم به ویژه وقتی که پای اطرافیان، مراقبان سیستم بهداشت و روان و ... به میان می‌آید اهمیت به سزایی می‌یابد.

علت شناسی

طیف وسیعی از علت شناسی‌ها ذكر شده كه مهمترین آنها عبارتند از:

تخلیه احساس تنش، دستیابی به حالت شیدایی،‌ اختتام احساس مسخ شخصیت، ایجاد یا تقویت احساس‌‌های مثبت جنسی، رها سازی خشم، احساس رضایت درونی از تنبیه خود، حس تسلط بر خود و احساس امنیت، بازی دادن اطرافیان، خلاصی از شر بی‌كسی و تنهایی.

افراد به طور معمول بنا به دلایلی دست به جرح خویشتن می‌زنند که برخی از آنها عبارتند از:

  • 1- پایان دادن به احساسهای گنگی و سردرگمی، کاهش میل به خودکشی و آرام کردن احساسهای فلج کننده و تنش زا.
  • 2- حفظ کنترل و پرت کردن حواس از افکار یا خاطره‌های رنج آور.
  • 3- خودتنبیهی این افراد معتقدند که مستحق تنبیه هستند زیرا به خاطر کارهایی که کرده اند نبایستی به آنها خوش بگذرد، یا شخص معتقد است که دیو صفت است، یا امیدوار است که با خودتنبیهی، تبیه شدیدتری را از سوی یک منبع خارجی دفع نماید.
  • 4- ابراز چیزهایی که فرد نمی تواند آنها را به زبان بیاورد. به عنوان نمونه ابراز خشم، نشان دادن عمق رنج درونی، شک کردن اطرافیان و جلب کردن حمایت و کمک دیگران.
  • 5- آلکس تایمیا alexithymia: از نظر تحت اللفظی احساس بی نام و نشان نامیده می‌شود و به شکل ناتوانی در بیان احساسهای درونی و عنوان دادن به آنهاست و در افرادی که مبتلا به جرح خویشتن هستند شایع است.

افرادی که مبتلا به جرح خویشتن هستند هرگز شیوه‌های سالمی را برای احساس کردن و بیان حالتهای درونی یا تحمل فشار روانی در خود ایجاد نکرده اند. مطالعه‌ها نشان می‌دهند که افراد مبتلا به جرح خویشتن با انجام این کار در سطح بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک قرار می‌گیرند که بالاتر از خط پایه است.

طبیعی است که به منظور یاری رساندن به شخص مبتلا بایستی شیوه‌های سالمتر مقابله را در هنگام تجربه احساس فلج کننده به او آموزش داد. بسیار مهم است که فرد را به خاطر رفتار جرح خویشتن و تکرار مجدد آن تنبیه یا توبیخ نکنید. حالت ایده آل این است که شما به احساسهای خودتان در گام نخست سر و شکل بدهید تا بتوانید حق شخص را برای تصمیم گیری در مورد شیوه مدارا با فشار روانیاش بپذیرید.

یافته‌های روان‌كاوانه

برخی از مهمترین یافته‌های روان‌كاوانه (Psychoanalytic) در مورد خودزنی عبارتند از:

  • 1- اعتیاد (اشاره به تكراری بودن عمل) و فانتزی‌های حول و حوش خطر و مرگ؛
  • 2- ژست‌های متناقض (عمل تخریبی بازتاب میل به ادامه‌ی حیات است)؛
  • 3- اعمال عادتی وسواسی (Ritual) كه اشاره به گذر از حالت تكراری به حالت وسواسی و آیینی دارد؛
  • 4- استفاده از خودزنی به صورت ابژه‌های گذاری (transitional) كه اشاره به نقص مادر و اشكال در گذار از مادر به ابژه‌ی انتقالی یا گذاری دارد. از این دیدگاه دست یا شی‌ء دیگر در استمناء در اصل نقص یك ابژه را بازی می‌كند؛
  • 5- Auto-eroticism برخی دیدگاه‌های روانكاوی (مانند Hopper) بر این باورند كه فرد معتاد از رهگذر استفاده از داروها یا مواد،از اضطراب‌هایی كه همراه با فانتزی‌ها و رفتارهای جبری‌اش وجود دارد اجتناب میكند. به این ترتیب از بیرون آمدن احساس‌های شرم، گناه و جنسی جلوگیری می‌كند. در رفتارهای جرح خویش تكراری رفتار به فرد كمك می‌كند تا با احساس‌های متعارض به ویژه جنسی كنار بیاید رفتاری كه استمنایی می‌تواند در نظر گرفته شود؛
  • 6- پوست به عنوان مدیومی Medium یا پلی برای ارتباط: در خودزنی و جرح خویشتن همواره پوست بریده، سوخته یا كبود می‌شود این از نظر نمادین معنادار است. پوست مرز بین فرد و سایرین است. آگاهی از بدن فهمی از بودن و جانداری را می‌رساند. مادر با لمس پوست و نوازش با كودك رابطه می‌گیرد. بنابر این فردی كه مبتلا به جرح خویشتن است از پوست به عنوان كانال ارتباطی پیش زبانی استفاده می‌كند. پس این عمل بازتاب ناتوانی فرد برای برقراری ارتباط كلامی با دیگران است؛
  • 7- بازگشت خشم به سوی خود به شكل خودآزارانه گاهی برای خودتنبیهی self-punishment؛
  • 8- نیاز به تكرار یك تجربه بهره‌كشی abusive (جنسی یا فیزیكی) با حمله به بدن.

فردی كه قربانی تجاوز به عنف و آزار جسمی شده است به طور معمول نیاز دارد تا آنچه را كه اتفاق افتاده به یاد بیاورد. فرد با این كار می‌كوشد بر اضطراب فلج‌كننده‌ی هنگام بهره‌كشی و سوء استفاده غلبه كند كه هنوز هم دست از سر او برنداشته است. اما نكته‌ای اساسی وجود دارد: فرد نمی‌تواند abuse را به شكل تمام و كمال به یاد بیاورد. روی داد دردناك و فراتر از هشیار شدن است پس سركوب شده و در قالب رویاها، فانتزی‌ها، علایم برون‌ریزی یا جرح خویشتن خود را نشان می‌دهد.




طبقه بندی: مطالب روانشناختی، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS