تبلیغات
روانشناسی - طرحواره درمانی (قسمت سوم)
چو رود که در مسیر دره می رود رونده باش / امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

نگارش در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط اکرم: بانوی ماهتاب

درمان : راهبردهای تغییر

در مرحله تغییر و در واقع درمان باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد :

1. شیوه طرحواره درمانی باید به صورت مواجه سازی همدلانه و واقعیت آزمایی همدلانه باشد.

2. باید در تمام روند درمانی به ارتباط درمانی ، بویژه مساله های مربوط به جدا افتادگی توجه خاصی شود.

3. از راهبردهای شناختی به منظور آزمودن تجربی و منطقی طرحواره های ناسازگار و غیر انطباقی اولیه استفاده شود و راهبردهای شناختی شامل مداخله های زیر است :

الف) آزمودن و به چالش کشیدن اعتبار طرحواره ها
ب) گفتگو میان طرف طرحواره و طرف بزرگسال سالم
ج) تهیه فلش کارتهای یادآور طرحواره
د) و تهیه فرم های روزانه طرحواره

4. از تکنیک های تجربه گرایانه به منظور متزلزل ساختن طرحواره ها و تغییرات شناختی استفاده شود :
الف ) تصویر سازی ذهنی و گفتگو با هدف تغییر
ب ) نوشتن نامه به پدر و مادر که در آن مراجع احساسها و حقوق خود را بیان می کند.

5. از تکنیکهای شکستن الگوهای رفتار به منظور تغییر الگوهای رفتاری خود ویرانگر استفاده می شود.

6. اگر امکان دارد به بیمار کمک کنید تا با درک طرحواره ها و پاسخهای مقابله ای خود پدر و مادرش را ببخشد.

 

اهداف تکنیک های شناختی :
بطور کلی اهداف تکنیکهای شناختی عبارتند از :


1. کمک به بیمار که بفهمد چطور طرحواره های وی احساسهای او را تحریف کرده و بدین وسیله طرحواره ها تداوم یافته اند .

2. کمک به بیمار تا به جای همانند سازی با طرحواره ها از آنها فاصله بگیرد .

انواع تکنیک های شناختی :

در مجموع تکنیک های شناختی مورد استفاده در طرحواره درمانی عبارتند از :

1. آزمودن اعتبار طرحواره ها ناسازگار اولیه : این کار شبیه به ارزیابی اعتبار افکار خودآیند منفی در شناخت درمانی است در واقع طرحواره یم فرضیه است که باید مورد آزمایش قرار بگیرد. به همین علت از بیمار می خواهیم که از شواهد حمایت کننده از طرحواره و دلایل رد کننده طرحواره لیستی تهیه نماید.

2. قالب بندی مجدد شواهد حمایت کننده از طرحواره ناسازگار اولیه : درمانگر شواهد حمایت کننده طرحواره را با بیمار بررسی کرده و آنها را به علل دیگری اسناد دهی مجدد می کند. هدف این کار بی اعتقاد کردن بیمار نسبت به شواهد حمایت کننده طرحواره است.

3. ارزیابی سود و زیان راهبردهای مقابله ای بیمار : بیمار و درمانگر سود و زیان هر یک از طرحواره ها را یک به یک فهرست می کنند تا بیمار خود ماهیت خود آسیب رسان راهبردهای مقابله ای را باز شناسد و در صورت لزوم آنها را توسط راهبردهای مقابله ای سالمتر و سازگارتری جایگزین سازد.

4. گفتگو میان طرف طرحواره و طرف سالم : در این تکنیک به دو صندلی نیاز داریم که بیمار بین آنها جا به جا شود یک صندلی برای طرف طرحواره و صندلی مقابل برای طرف سالم بیمار.
و سپس بین این دو بخش بیمار درمورد طرحواره گفتگو برقرار می کنیم و از هر طرف می خواهیم تا جایی که امکان دارد درصدد اثبات ادعای خود بر آیند. معمولا بیماران در ایفای نقش طرف طرحواره مشکلی ندارند ولی در اجرای نقش طرف سالم دچار مشکل می شوند چون تجربه کمی در بیان طرف سالم خود دارند. بنابراین ابتدا درمانگر نقش طرف سالم را ب
ازی می کند و کم کم عقب نشینی کرده و می گذارد بیمار نقش طرف سالم را ایفا کند.

5. تهیه کارتهای یادآور طرحواره : یادآوری اطلاعاتی که بیمار در جلسه های درمان کسب کرده است در مواقع لزوم دشوار است و در مواقعی که یک طرحواره برانگیخته می شود افراد و احساسات افرد تحت تاثیر آن طرحواره قرار می گیرد و تغییر رویکرد در این مواقع کار دشواری است بنابراین کارت یادآور ابزار خوبی برای کمک به حافظه بیمار است و در لحظه فعال شدن طرحواره با آن مبارزه می کند معمولا در یک طرف کارت استدلال نادرست و طرحواره فعال شده نوشته می شود و در طرف دیگر رویکرد سالم بیمار و راهبردهای عملی و سالم بیمار برای مقابله با مشکل ثبت می شود. به همراه داشتن ای کارتها باعث می شود که بیمار احساس کند درمانگر همواره همراه اوست.

6. تکمیل یادداشتهای روزانه طرحواره : درمانگر تکنیک یادداشت روزانه طرحواره را در قسمتهای آخر درمان وپس از استفاده بیمار از تکنیک کارتهای یادآور به بیمار عرضه می کند. این یادداشت ها به بیمار کمک می کند که نقش طرحواره ها را در زندگی روزانه خود مشاهده کند و بتواند پاسخهای سالم در طول زندگی روزمره خود در هنگام برانگیخته شدن طرحواره ها ساختار بخشد.
بیمار باید برگه های یادداشت روزانه خود را همه جا همراه داشته باشد و زمانی که طرحواره اش برانگیخته شد آن را برای قابله با طرحواره پر کند. یادداشت روزانه از بیمار می خواهد که * رویدادهای برانگیزان، هیجانها،
افکار، رفتارها، نگرشهای سالم، نگرش های واقع گرایانه، واکنشهای افراطی و رفتارهای سالم هنگام مواجهه با آن طرحواره را مشخص کند.

اهداف راهبردهای تجربه گرایانه :
تجربه های دردناک برای سالهای متمادی در حافظه باقی مانده اند و منجر به اختلالهایی مثل اختلال استرس پس از ضربه شده اند برای تعدیل و تغییر این تصویرهای ذهنی دردناک فقط چالشهای کلامی کافی نیست بلکه تصویر سازی ذهنی باید همان ترس را فعال و سپس فرد را برای مبارزه با آن افکار و هیجانات توانمند سازد. یعنی تصویر سازی ذهنی مجدد به همراه بازپروری مجدد به بیمار اجازه می دهد آن رویداد را دوباره با همان جزییات دردناک تجربه کرده ولی به سبکی که ماهیت رویداد ضربه زننده از ریشه تغییر کند. البته قبل از استفاده از تکنیک های تجربه گرایانه باید منطق بکارگیری این تکنیک ها برای بیمار توضیح داده شود.

انواع راهبردهای تجربه گرایانه :

1. تصویر سازی ذهنی گفتگوها :
به بیمار یاد می دهیم گفتگوهایی را بین افرادی که موجب شکل گیری طرحواره در گذشته شده اند ترتیب دهد . فرد یک موقعیت رابطه ای را از دوران کودکی اش دوباره در ذهن مجسم می سازد بعد درمانگر به بیمار کمک می کند که روی احساسات و هیجانهای قوی خودش نسبت به پدر و مادرش متمرکز شود بویژه روی هیجان خشم تاکید می شود . در واقع به بیمار کمک می کنیم تا نیازهای بنیادینی را که توسط پدر و مادرش برآورده نشده اند شناسایی کرده و و از پدر و مادرش بخاطر عدم ارضای نیازهایش عصبانی شود

* چرا از بیمار می خواهیم که در تصویرسازی ذهنی خود از دست پدر و مادرش عصبانی شود ؟
1. منطق کار صرفا تخلیه هیجانی نیست اگر چه تخلیه عصبانیت یک پالایش هیجانی است و برای بیمار ارزش دارد اما
2. برای این که بیمار بتواند با طرحواره اش مبارزه کند و این نیازمند اینست که بیمار بتواند از طرحواره اش فاصله بگیرد و
3. و به این دلیل که خشم و عصبانیت باعث قدرتمند شدن بیمار و در نتیجه مقاومت او برای احقاق حقوق خودش در مقابل پدر و مادرش گردد .
4. ما بدین وسیله می خواهیم به بیمار یادآور بشیم که حق دارد که نیازهای اساسی یی ر ا که هر انسانی دارد داشته باشد و این همان چیزی است که او در دوران کودکی نیاموخته است .

2. سوگواری

همچنین مهم است که بیمار برای آنچه که در دوران زندگی برایش رخ داده سوگواری کند . سوگواری تقریبا همیشه با خشم در هم آمیخته است.

گذر از سوگواری باعث می شود که بیمار گذشته را ( زمانی که طرحواره ها را درست می دانسته ) از حال ( که به این نتیجه رسیده است که طرحواره اش غلط بوده است ) متمایز کند .

سوگواری به بیمار کمک می کند تا انتظارات غیر واقع بینانه خود را مبنی بر امکان تغییر پدر یا مادر تعدیل کند و دریابد که پدر و مادر او نکات مثبتی هم داشته اند .

همچنین این حقیقت را بپذیرد که دوران کودکی دردناکی داشته است که نمی تواند آن را حذف کند ولی می تواند بر ارضای نیازهای خود در آینده تمرکز کند.

و سرانجام اغلب بیماران پس از سوگواری می توانند با بخشیدن پدر و مادر خود دلبستگی های سالمتری را شکل بدهند .

و سوگواری به بیمار می کند تا زخمهای دوران کودکی خود را ترمیم کرده و نگرش را نسبت به خود و دنیا تغییر داده و پدر و مادر خود را ببخشد.

3. نامه به پدر و مادر :

یک تکلیف خانگی که به بیمار داده می شود این است که از وی می خواهیم یک نامه یا نامه هایی را بهدر و مادر یا افراد آسیب رسان زندگی اش بنویسد این نامه ها را بیمار باید در جلسه های پیاپی همرا خود آورده و آن را با صدای بلند برای درمانگر خود بخواند اما این نامه ها را واقعا برای پدر و مادرش نمی فرستد . چرا این کار را می کنیم ؟

1. برای آنکه بیمار آنپه را که از طریق روشهای شناختی و تجربه گرایانه درباره پدر و مادر خود آموخته است خلاصه کند .

2. بیمار از این نامه ها بعنوان فرصتی برای بیان احساسهای خود و ابراز حق وحقوق خود به شیوه ای جرات مندانه استفاده کند.

* درمانگر می تواند به بیمار پیشنهاد بدهد که مطالب خاصی را در این نامه ها بگنجاند از جمله افکار ، احساسات و کارهایی را که دوست داشته است والدینش برایش انجام دهند ولی نکرده اند و . . .

4. تصویرسازی ذهنی همراه با بازنویسی ذهنی:

در تصویر سازی ذهنی ، تصاویر دهنی مخرب و دردناک می توانند مورد بازساری یا بازنویس تجسمی قرار بگیرند و به این صورت تعدیل شوند .
در تصویر سازی ذهنی درمانگر می تواند وارد میدان شده و شروع می کند به تغییر داستان برای این که مراجع بتواند خشمش را جایگزین ضعفش در برابر والدین کرده و خشمش را به آنها ابراز کند.
تصویر سازی ذهنی همراه با بازآفرینی سه مرحله را پشت سر می گذارد :
در مرحله یک از بیمار می خواهیم چشمهایش رابسته و یکی از خازرات دردناک مرتبط با طرحواره اش را از دوران کودکی اش تجسم کند .
در این مرحله از بیمار می خواهیم در حالیکه چشمهایش بسته است خودش را به صورت بزرگسالی ببیند که می تواند فرد آزارنده ، ترک کننده و . . . را ببیند و احساس و افکارش را بیان کرده و بگوید که می خواهد چه رفتاری را در برابر او انجام بدهد و سپس کاری را که فکر می کند درست است انجام بدهد .
سرانجام از بیمار می خواهیم که دوباره کل موقعیت را تصور کرده و خودش را بصورت یک کودک تجسم کرده و مداخله هایی را که بعنوان یک بزرگسال باید انجام بدهد ، انجام دهد .

5. تصویر سازی ذهنی با هدف بازپرورش محدود :

اجرای تصویر سازی ذهنی با هدف بازپرورش محدود بویژه زملنی به بیمار کمک می کند که طرحواره غالب وی در حیطه جدایی و طرد باشد .این بیماران در دوران کودکی ، توانایی شان را برای برقراری ارتباط دیگران و احساس امنیت ، دوست داشته شدن ، مورد حمایت قرار گرفتن و با ارزش شناخته شدن به میزان زیادی تخریب شده است .در بازپرورش در حین اجرای تصویر سازی ذهنی بیمار به دوران کودکی خود باز می گردد و سپس درمانگر و خود بیمار آن نیازهایی را که وی در کودکی به آن نرسیذه است بریا بیمار فراهم می آورند .

این فرآیند در سه مرحله صورت می گیرد :

1. در این مرحله درمانگر از بیمار بعنوان میانجی استفاده کرده و پیامهایش را به کودک آسیب پذیر می رساند و از بیمار اجازه می گیرد تا وارد تصویر ذهنی او شده و بصورت مستقیم با کودک آسیب پذیر صحبت کند .

2. وقتی که درمانگر توانست بصورت مستقیم با کودک آسیب پذیر صحبت کند وارد تصویر دهنی بیمار شده و او را باز پرورش می کند . درمانگر در این قسمت در نقش والدین بیمار وارد شده و نیازهایی را که آنها برای کودک برآورده نساخته اند برآورده می سازد .

3. سپس وقتی که بیمار توسط درمانگر بازپرورش مجدد شد از بیمار خواسته می شود تا با الگوگیری از آنچه درمانگر انجام داده است خود کار بازپرورش کودک آسیب پذیر خود را عهده دار گردد. البته این کار باید زمانی صورت گیرد که قسمت بزرگسال سالم بیمار به اندازه کافی قوی شده باشد و بتواند نیازهای هیجانی کودک آسیب پذیر را در تصویر سازی ارضا کند .

4. 6. تصویر سازی ذهنی برای شکستن الگوهای رفتاری :

همچنین از تصویر سازی ذهنی می توان برای ترغیب بیمار به تغییر راهبردهای مقابله ای ناسازگاری همچون اجتناب و جبران افراطی استفاده کرد . در این تصویر سازی بیمار رفتارهای سالم را به جای تکرار راهبردهای مقابله ای ناسازگار تجسم می کند بدین ترتیب بیمار می تواند راهبردهای جدیدی را برای ارتباط های بین فردی کشف کند .

5. با انجام رفتارهای جایگزین بیمار می آموزد تا با رفتارهایی متضاد با طرحواره نیازهای بنیادین خود را به شیوه ای سالمتر برآورده سازد . اما قبل از اجرای این کار در محیط زندگی بیمار این رفتارها را با مواجهه سازی گام به گام از طریق تصویر سازی هدایت شده و ایفای نقش تمرین می کند. این فرآیند موجب کاهش اضطراب و افزایش احتمال موفقیت در زندگی واقعی می شود موفقیت بیمار در این تمرین ها بصورت تقویت کننده ای برای انجام آن رفتار در محیط بیرون عمل می کند .

6. راهبردهای شکستن الگوهای رفتاری :

7. در مرحله شکستن الگوهای رفتاری در طرحواره درمانی سعی می شود که بیمار الگوهای رفتاری خود آسیب رسان ( راهبردهای مقابله ای ناسازگار ) را با راهبردهای مقابله ای سالمتری جایگزین کند . این مرحله از درمان آخرین و طولانی ترین و در عین حال مهمترین قسمت طرحواره درمانی است . بدون عبور از این مرحله احتمال عود بسیار بالاست .

8. از اینرو در طرحواره درمانی از روشهای رفتاری به منظور تعدیل الگوهای رفتار خود آسیب رسان که شامل اجتناب ، تسلیم و جبران افراطی است و موجب تداوم طرحواره های بیمار می گردند استفاده می شود . بنابراین درمانگر تمرین های رفتاری را متعاقب تکنیکهای شناختی و راهبردهای تجربه گرایانه بکار می گیرد تا بدین وسیله افکار ، احساسات و رفتارهای بیمار مورد چالش قرار گرفته باشد .

انواع تکنیکهای رفتاری :

بدین منظور از روشهای رفتاری زیر در طرحواره درمانی استفاده می شود :

1. مواجه سازی منظم (مواجهه تدریجی با موقعیتهای ترس آور )

2. آموزش مهارتهای اجتماعی

3. آموزش قاطعیت و جرات مندی

4. آموزش نحوه تغییر رفتارهایی که موجب تقویت طرحواره می شوند .

همچنین در تغییر الگوهای رفتاری می توان از راهبردهایی مثل :

5. آموزش آرام سازی

6. تکنیکهای مدیریت خشم

7. تکنیک های خود انضباطی

در این مرحله از درمان نیز می توان از راهبردهایی مثل :

1. کارت یادآور

2. تصویر سازی ذهنی و

3. گفتگو

کمک گرفت .

مراحل تغییر الگوهای رفتاری :

1. شناسایی و تهیه فهرستی از رفتارهای هدفی که باید تغییر کنند .

* که این فهرست از منابع اطلاعاتی زیر اخذ می شود *مفهوم سازی انجام شده از بیمار در مرحله ارزیابی * توصیف های جامع از رفتارهای مشکل ساز * تصویر سازی های ذهنی انجام شده از رویدادهای مشکل ساز * بررسی و تحلیل ارتباط درمانی * کزارش کسب شده از افراد مهم در خصوص روابط بین فردی بیمار * و پرسشنامه های طرحواره ای

2. اولویت بندی رفتارها برای تغییر الگو

* برای شروع باید از مشکل سازترین رفتار که بیشترین ناراحتی و بیشترین تخریب را در روابط بین فردی و حرفه ای ایجاد کرده شروع کرد .

* در ابتدا بیمار روی یک رفتار و تغییر آن کار می کند نه بر روی تغییر الگوی رفتاری کامل

3. تهیه فهرستی از رفتارهای سالمی که باید جایگزین شوند .

* اغلب بیمار از رفتارهای سالمی که باید جایگزین بشود اطلاعی ندارد و درمانگر باید در تهیه لیستی از رفتارهای جایگزین سالم به بیمار کمک کند.

4. ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار ( با مرور سود و زیان تداوم رفتار ناسازگار و . . . )

5. تهیه کارت یادآور برای رفتار مشکل ساز :

در یک طرف کارت موقعیت خاص و طرحواره های برانگیخته شده مشخص می شوند و در طرف دیگر واقعیت موجود و رفتار سالم نوشته می شود.

6. تمرین رفتار سالم در تصویر سازی ذهنی و ایفای نقش (اول درمانگر رفتار سالم را انجام می دهد سپس بیمار الگو سازی کرده و رفتار سالم را تمرین می کند).




طبقه بندی: مطالب روانشناختی، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS