تبلیغات
روانشناسی - روان نمایشگری (قسمت اول)
چو رود که در مسیر دره می رود رونده باش / امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

نگارش در تاریخ شنبه 30 اردیبهشت 1391 توسط اکرم: بانوی ماهتاب

تعریف روان نمایشگری :

روان نمایشگری و اجزاء وابسته به آن ازقبیل سوسیودرام و اجرای نقش را مورنو در حدود سال 1930 ابداع کرد.

روان نمایشگری یکی از انواع گروه درمانگریهاست که به شخص کمک می کند تا ابعاد روانشناختی مسئله اش را از طریق به نمایش درآوردن آنها و نه فقط از راه گفتگو بازنگری و کشف کند. این رویکرد که از تصویرسازی ذهنی ، تخیل ، اعمال بدنی و پویایی گروه استفاده می کنه ترکیبی از هنر، بازی، حساسیت عاطفی و تفکر صریح است که با تسهیل در رها کردن عواطف حبس شده به افراد در کسب رفتارهای جدید و موثرتر و گشودن راه های نامکشوف حل تعارض و همچنین شناخت قالب خویشتن کمک می کند.

تئاتر درمانی تحلیل شناختی را با ابعاد تجربی (experimental) و کنشی پیوند می دهد. در عمل پیاده کردن تعامل بین فردی در یک مساله، درگیر کردن جسم و ذهن به این که رویدادی در زمان حال در حال وقوع است، نظرات و احساسهایی را به سطح آگاهی فرد منتقل می کند که فقط در حالت گفتگو درمورد آن مساله امکان پذیر نیست. وجوه غیر کلامی نه فقط در کم و کیف رابطه اثر دارند، بلکه سر نخهایی از انگیزه ها و نگرشهای نهفته درونی هستند مثلا از بروز رفتارهایی با شدت عصبانیت بیشتر یا حالتهای ترس آشکارتر سبب آگاهی به هیجانهایی می شود که ممکن است در فرد نهفته و فروخورده شده باشند.

رویکردهای عملی (action apprqaches)بخصوص در درمان نه تنها برای بیمارانی که دارای ظرفیت محدود شده فعالیت ذهنی و توصیف کلامی هستند (مثل کودکان، افراد مبتلا به جنون، بزهکاران و ....) مفید است بلکه برای کسانی که تجارب ناگوار خود را با مکانیزم منطقی سازی کتمان می کنند نیز سازنده و موثر است.

تئاتر درمانی در موقعیت های غیر بالینی نیز بکار می رود؛ چنانچه اجرای نقش در تعلیم و تربیت، مشاغل و صنایع  و در برنامه های پرورش روحی یا اصلاح ساختار جامعه یا حتی پیدا کردن راه حل مساله یا فقط برای تفریح در زندگی روزمره مناسب است.

هرچند تئاتر درمانی بیشترین اثر را در موقعیت های گروهی ( گروه درمانی) دارد اما با انطباق روشهای آن در فرآیندهای درمانی تحلیل خانواده، زوج درمانی و حتی درمان انفرادی نیز بکار می رود. علاوه بر آن تدئاتر درمانی و اصول آن عمق بیشتری به درک پدیدیه فردیت و روانشناسی اجتماعی می بخشد.

روشهای تئاتر درمانی در بسیاری از رویکردهای روانشناختی همچون رفتاری، شناختی، خانواده درمانی، درمان با رویکرد گشتالتی و سایر موارد نفوذ کرده است.

چرا روان نمایشگری؟ برخلاف درمان انفرادی که از طریق گفتگوی بین درمانگر و درمانجو سعی در درک هیجانها و شناختهای مساله ساز دارد، تئاتر درمانی به رفتار هم توجه می کند. در تئاتر درمانی می توانیم اندیشه، هیجان و رفتار را در هم تنیده به ارتباط متقابل بین آنها و یا تناقض و عدم همخوانی بین این اجزاء پی ببریم. بطور خلاصه در تئاتر درمانی اندیشه، احساس و رفتار هر سه به سطح آگاهی می آیند و در تئاتر درمانی تلاش ما بر تلفیق، سازش و انطباق بین این سه عنصر است.

همانطور که می دانیم شناختگرایان همچون بک و لازاروس رفتار و هیجان را پیامد شناختها می دانند و روی شناختها تمرکز می کنند. رفتارگرایان نیز رفتار را عامل نهایی می دانند و افرادی مثل جیمز لانگه هم بر تاثیر هیجان بر روی شناخت و رفتار تاکید می کنند اما دیدگاه جدید به انسان بر تاثیر و تاثر متقابل بین این سه پدیده تاکید دارند.

روان نمایشگری با طرح هر مساله از سوی فرد می تواند به آشکارسازی هر یک از این سه حیطه هیجان، فکر و یا رفتار  بپردازد. به عبارت دیگه روان نمایشگری می تواند به هریک یا همه قلمروهای رفتاری شناختی، هیجانی و روابط بین فردی با توجه به آنچه که درمانجو نیاز به تجربه کردن آن دارد متمرکز شود.

 

روان نمایشگری اصطلاحات مخصوص به خودش را دارد که در اینجا لازم است با آنها آشنا شویم.

1 . پروتاگونیست یا شخص اول : کسی است که در روان نمایشگری نقش اول را دارد یعنی کسی که موقعیتی از موقعیتهای زندگیش را به نمایش می گذارد.

2. کارگردان : کسی که شخص اول را در استفاده از روشهای روان نمایشگری به منظور بازنگری مسئله اش هدایت می کند.

3 . یاورها : افرادی هستند که در کنار شخص اول و کارگردان ایفای نقش می کنند و در زندگی شخص اول نشانگر افرادی مثل همسر کارفرما یا حتی بخشی از وجود خود فرد هستند.

4 . حضار: افرادی هستند که در زمان اجرای روان نمایشگری حضور دارند و این افراد برخلاف تماشاگران تئاتر معمولی با ایفای نقش های فعال، شخص اول را در شناخت احساساتش یاری می کنند .

5. صحنه : مکانی که نمایش در آن اجرا می شود که می تواند سن یا سکویی باشد.

 

شکلهای اصلی نمایش تئاتر درمانی :

در اینجا همچنین لازم است که با انواع روان نمایشگری و تفاوتها و تشابهات آنها با تئاتر درمانی آشنا شویم :

1. روان نمایشگری یا سایکودرام : مستقیما به ویژگی های شخصیتی یک فرد مشخص و روی جنبه هایی از زندگی شخصی او می پردازد. سایکودرام تمرکز بر فردیت شخص اول دارد و بر زندگی شخص اول در زمان گذشته، حال و آینده می پردازد و معمولا در جهت جنبه های عمیق عاطفی هیجانی حرکت می کند.

2. ایفای نقش : یکی از شیوه های تئاتر درمانی، ایفای نقش است .ایفای نقش مفهومی سطحی تر از سایکودرام است و رویکردی صرفا رفتاری است که تمرکزش بر تمرین رفتاری یا یافتن بهترین پاسخ به موقعیت است و روشی است برای کسب مهارتهای مختلف مثل مهارت مصاحبه ، مهارت ایجاد رابطه صحیح و ....

3. آموزش نقش ممکن است که در مرحله آماده سازی گروه یا حتی خاتمه سایکودرام مورد استفاده قرار گیرد.

4. سوسیودرام : مفهوم دیگری است که هدف آن بازگشایی مشکل گروهی از افراد است. مردمانی از فرهنگهای مختلف با شیوه های متفاوت زندگی گرد هم می آیند تا اختلافات خود را حل و فصل کنند. همواره باید حواسمان باشد که سوسیودرام تبدیل به سایکودرام نشود در سوسیودرام اگرچه شخص ممکن است در نقش پروتاگونیست ظاهر شود اما مسایل فردی وی مطرح نیست وقصد ما صرفا مطرح کردن یک مساله و تجربه مشترک است مثل رابطه مادر- فرزند، معلم – دانش آموزو پرستار– بیمار و ... و باید از تمرکز بر روی احساسات فردی شخص اول اجتناب گردد. برخی موارد که بررسی مسایل فردی مورد نظر است سوسیودرام شروع مناسبی برای تئاتر درمانی است که باعث می شود فرد یا فاراد گروه مقاومت کمتری در مطرح کردن تعارضات عمده زندگی خود نشان دهند بنابراین ممکن است از سوسیودرام در مرحله آماده کردن سایکودرام استفاده شود.

4- دراماتراپی : در چند دهه اخیر دراماتراپی بعنوان یکی از انواع هنردرمانی مورد توجه قرار گرفته است که از سه جهت با سایکو درام متفاوت است :

*   متخصصی که به سایکودرام می پردازد آموزش خود را از روان درمانی شروع کرده پس از کسب تجربه و علم کافی به سمت سایکودرام حرکت می کند که گاهی در تلفیق با سایر روشهای رواندرمانی آن را بکار می برد و گاهی آن را در موقعیتهای غیر بالینی مثل تعلیم و تربیت و مشاوره شغلی نیز بکار می برد، اما دراماتراپیست معمولا اول در تئاتر حرفه ای می شوند آنگاه در حوزه دراماتراپی و رواندرمانی آموزش می بیند.

*   متخصص سایکودرام بر اجرای صحنه های واقعی زندگی شخص اول تاکید دارد و بیشتر بر روی مشکل شخص اول تمرکز می کند اما دراماتراپیست ممکن است از اعضای گروه بخواهد که تئاتری را از روی یک سناریوی از پیش نوشته یا بطور فی البداهه اجرا کنند که این روش بیشتر به منظور تقویت خویشتن خویش در افراد بکارمی رود چرا که بازی نقش اغلب بطور غیرمستقیم به مکاشفه یا ابراز خویش منجر می شود. ضمن اینکه دراماتراپیست ها بیشتر روی خودجوشی و تعامل گروهی اعضا تمرکز دارند. در حالیکه سایکو درام بر روی مسائل یک فرد در درون گروه تمرکز می کند.

*   سایکودرام ها از تمرین نقش اجتناب می کنند اما دراماتراپیست ها برای آماده سازی و تمرین مراجعان خود برای اجرا اهمیت قائل هستند.




طبقه بندی: مطالب روانشناختی، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS