تبلیغات
روانشناسی - مفهوم خود (self) در روانشناسی (قسمت دوم)
چو رود که در مسیر دره می رود رونده باش / امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

نگارش در تاریخ چهارشنبه 10 خرداد 1391 توسط اکرم: بانوی ماهتاب

مدلهای توصیفگر خود:

ž    1.خود بعنوان یک ساختار شناختی: خود را در قالب مفاهیمی مثل تیپ نمونه و خود طرحواره بیان می کنند تا بتواند بعنوان موضوعی قابل بررسی در روانشناسی تجربی گردد.خود بعنوان تیپ نمونه یعنی مجموعه ای از صفات و ویژگی هایی که فرد آنها را توصیفگر خود می داند.

2. نظریه خودنظم بخشی (کارور و شی یر) : شیوه هایی که افراد بواسطه آنها خود را کنترل و رفتارشان را هدایت می کنند. مبنای این مدل بر فرآیند حلقه ای پسخوراند متکی است این یعنی هرگاه اطلاعاتی از پیرامون به فرد وارد گردد ابتدا از طریق یک مقایسه گر با ارزشهای مرجعی فرد مقایسه می شود و هرگاه رفتار فعلی فرد با ارزش مرجعی ود همخوان نباشد فرد می کوشد این تضاد و ناهمخوانی را با یک سازگاری رفتاری کاهش دهد.

ž    . رویکرد تعاملی های سمبولیک :اعتقاد دارند که شناخت گرایان که خود را بعنوان یک ساختار شناختی ثابت تعریف کرده اند به نقش سازنده و ویژه تعلقات اجتماعی و سایر افراد در شکل گیری مفهوم خود توجه نکرده اند .

ž    هربرت مید و کولی از کسانی هستند که اعتقاد دارند در چگونگی شکل گیری مفهوم خود ارتباطها و پیونهای اجتماعی نقش موثری را بازی می کنند در واقع فرد با درونی کردن دیدگاه دیگران در مورد خود خویشتن خود را تشکیل می دهد. 

ž    4. مورن و پوروشوتام : اعتقاد دارند که این خود فرد است که در شکل گیری مفهوم خود نقش اساسی را ایفا می کند و در این راستا بر نقش و اهمیت گفتگوی درونی یا گفتگو با خود تاکید نهاده و آن را منشاء و اساس سازمان بخش اطلاعات درمورد خویشتن می دانند.

دیدگاه  شناختی – اجتماعی هارتر :

ž    سوزان هارتر از پژوهشگران ، نظریه پردازان و رواندرمانگرهای شناختی معاصر است که در زمینه مفهوم خود و رشد هیجانات و عواطف پژوهشها و نوشته های بسیاری دارد .او در درک مفهوم خود دو واژه را از هم جدا می سازد:

ž            1. محتوای خود :چیزی که ویلیام جیمز و دیمون آن را خود موضوعی یا خود عینی نامیده اند .

ž            2. ساختار خود : را که ویلیام جیمز و دیمون آن را خود فاعلی یا انتزاعی نامیده اند.

تغییر در محتوای خود :

ž    محتوای مفهوم خود یعنی صفات و ویژگی هایی که  فرد خود را با آنها توصیف می کند که اینها با گذر زمان تغییر می یابند:

ž            1. در مرحله اول کودک خردسال خود رااز خلال ویژگی های بدنی و مادی توصیف می کند.

ž            2. سپس استناد به اعمال ، فعالیتها ومهارتها افزایش می یابد .

ž    3. توجه به توصیف خود از خلال ابعاد روانی مثل هیجانات ، انگیزه ها و امور شناختی معطوف می شود .

ž    این نظر با نظر رزنبرگ کهمعتقد است حرکت تحولی در زمینه توصیف خود از بیرون اجتماعی به سوی درون روانی است همخوان است .طبق نظر رزنبرگ در کودکی میانه یعنی بین خردسالی و نوجوانی ماهیت ویژگی هایی که فرد به خود نسبت می دهد تزایدا اجتماعی است .

تغییرات در ساختار خود :

ž    تغییر در محتوای خود مبتنی است بر تغییر در ساختار مفهوم خود که در ارتباط مستقیم با پیشرفتهای شناختی است و از مراحل زیر گذر می کند :

1.   حرکت از اسنادهای تک واحد ملموس

2. به  سمت برچسب زدن بر صفات و ویژگی های خود : با رسیدن به نوجوانی خود صورت انتزاعی تری به خود می گیرد یعنی بعضی ویژگی ها و صفات اسنادی در سازمانی کلی تر و تعمیم یافته تر با هم ترکیب شده و به یک مفهوم انتزاعی در مورد خود منجر می شود.

3.  خود با رشد تمایز یافته تر و در عین حال انسجام یافته تر می شود یعنی در طول رشد تعداد اسنادهای زمینه – وابسته بیشتر می شود و فرد باید شروع کند به انسجام و وحدت بخشیدن به نقشها و اسنادها بصورت یک نطریه درمورد خود.

تغییر در ضوابط خود ارزشیابی ها:

ž            علاوه بر تغییر در محتوا و ساختار مفهوم خود یک تغییر را هم در ضوابط ارزشیابی خود می بینیم :

1. در آغاز خردسالی خود ارزشیابی معمولا جنبه فانتزی دارد وکودک خود را دارای بهترین توانایی ها می داند. (علت این کجروی هنجاری اینست که کودک نمی تواند بین واقعیت و آرزوهایش تفکیک قایل شود یا به این دلیل که فاقد دیدگاه گیری است)

2. فقط در حوالی سالهای میانه کودکی (8 تا 9 سالگی و دوره عملیات ذهنی) است که کودک می تواند در ارزشیابی های خود به مقایسه اجتماعی بپردازد (ابتدا درخصوص ویژگی های فیزیکی سپس درخصوص توانایی های روانی)

3. توانایی دیدگاه گیری بر خود ارزشیابی فرد اثر می گذارد و فرد خود را به عنوان موضوعی در دامنه ادراک دیگران درک کرده و شروع می کند به درونی سازی این دیدگاه .

صحت خود ارزشیابی ها :

ž    کجروی هنجاری امری طبیعی و مورد انتظار نزد کودک است ولی همگام با رشد خود ارزشیابی ها دقت و صحت بیشتری پیدا می کنند و تزایدا به واقعیت نزدیکتر می شوند چون توانایی دیدگاه گیری و مقایسه های اجتماعی با افزایش سن افزایش  می یابد .

ž    از نظر مداخلات روان – تربیتی و مداخلات رواندرمانی بررسی چگونگی و علل عدم صحت در خودارزشیابی کودک می تواند پراهمیت باشد . در واقه پژوهشها نشان می دهند که عدم صحت در خودارزشیابی ها به کودک کمک می کند تا از درگیری با موقعیت های چالشی دوریکرده و درپی حل مسایل آسان باشد. بنابراین درمان تقویت کردن هرچه بیشتر حرمت خود نیست بلکه درمان یعنی کمک در جهت دستیابی به خود ارزیابی های صحیح و منطبق با واقعیت است.

تفکر همه یا هیچ بعنوان منشاء خودارزشیابی نادرست:

ž    گرایش به درگیر شدن در تفکر همه یا هیچ  (یعنی تعمیم افراطی در ویژگی های منسوب به خود) یک هنجار تحولی در خردسالان دوره پیش عملیاتی پیاژه است ولی از نظر هارتر این فقط مخصوص دوره پیش عملیاتی نیست و در هر زمانی با پیدایش هر سطح جدید رشد شناختی با ساختار کیفی متفاوت ممکن است این نوع تفکر بروز یابد.

ž    فیشر نیز معتقد است : حرکت به سطح جدیدی از رشد شناخت مستلزم بروز ساختار کیفی جدیدی است که هنوز استقرار نیافته است و بر جنبه های مختلف رفتار تسلط کامل پیدا نکرده است . در نتیجه اکتسابات شناختی جدید می تواند موجب تعمیم های افراطی یی شوند که تفکر همه یا هیچ از نتایج آنست .

ž    در دیدگاه پیاژه نیز از این امر بطورت یک نوع برهم خوردگی تعادل و بازگشت موقت خودمحوری یاد شده است که ناشی از اوج گیری تفکر همه یا هیچ در دوره نوجوانی است .

ž            پایداری یا نگهداری خود :

ž    یکی از مسایل مهم در روانشناسی شخصیت مساله پایداری خود در طول زمان و در موقعیتهای مختلف است . و اینکه ویژگی ها و اسنادهای خود تا چه میزان در طول زمان و در موقعیت های مختلف می توانند پایدار و پا برجا باشند. در این خصوص دو دسته از دیدگاهها را می بینیم :

1. دسته اول اول هورنای ، کلی ، مازلو و راجرز که معتقدند فرد به یک خود منسجم نیاز دارد  همچنین کوهوت که معتقد است یک خود منسجم بعنوان عامل اساسی در سلامت و تعادل "من" عمل می کند.

2. دسته دوم افرادی مثل والاشر و گرگن اند که اعتقاد دارند رفتار انسانها و ادراک انها از خودشان به موقعیتها ، شرایط خاص محیطی ، ماهیت ارتباطها و بستگی ها ، نقشها و بافت اجتماعی بستگی دارد .باتوجه به روابط اجتماعی و گسترش بی نهایت وسایل ارتباط جمعی "خود" چهره های متعدد و گاه متضادی به خود می گیرد بدون این که تعارضی را در فرد ایجاد کند

پایداری در کودکان:

ž    هارتر به بررسی چگونگی پایداری خود از خلال زمان و موقعیت می پردازد.از نظر هارتر پایداری خود یعنی اینکه فرد ابعاد خود را از خلال موقعیت ها و زمانهای مختلف باز یابد. از نقطه نظر هارتر رسیدن به "نگهداری ذهنی" در خلال دوره عملیات عینب می تواند بر پایداری خود نیز اثر بگذارد . طبق پژوهشهای وی ادراک کودکان از خود در طول زمان برحسب موقعیت تغییر می کند اما پاسخ بهنجار کودکان بع این تغییرات "عدم حساسیت" است . کودکانی که نسبت به این تغییرات حساس هستند ( 33% ) به علل خارجی از جمله نظر سایر افراد اسناد می کنند در حالیکه کودکانی که به این تغییرات حساس نیستند اسناد درونی دارند و علت این تغییرات را به درون نسبت می دهند.

پایداری در نوجوانان :

ž    برحسب اریکسون بحران دوره نوجوانی ساختن هویتی منسجم از خود از خلال نقشها و خودهای متعدد در بافتهای اجتماعی مختلف است . از نظر هارتر رشد تفکر تجریدی یا فرضیه ای قیاسی دستیابی به این امر را با ممکن ساختن نظریه ای جامع و انتزاعی در مورد خود امکان می سازد . طبق پژوهشهای هارتر تضاد در نقشها برای نوجوانان ایجاد نگرانی و حس تعارض می کند ولی این نگرانی ها با ازدیاد سن ابتدا افزایش و سپس کاهش می یابد.

ž    یعنی در سالهای اولیه نوجوانی نگرانی از تضاد در صفات کم است ولی در سالهای میانه این نگرانی ها ازدیاد می یابد و سپس در سالهای پایانی نوجوانی دوباره کاهش می یابد .

نظر سایر روانشناسان:

ž    هارتر نیز مثل فیشر معتقد است تداعی چهره های مختلف همراه با نوعی تمایز است که نمی توان ان را بی ثباتی یا ناپایداری نامید چرا که هم مطلوب است هم لازم و دستیابی به آن تا اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی اصلا ممکن نیست.

ž    از نظر رزنبرگ محیط اجتماعی بویژه دیگران معنی دار باعث ایجاد چهره های متعدد در خود فرد می گردد. از نظر گرگن خودهای ممکن باعث تردید و گنگی نمی شوند.از نظر هارتر در هر سنی دخترها بیشتر از پسرها به تعارضهای درونی و تضاد نقشها حساسیت نشان می دهند علت این تفاوت می تواند در مکانیزمهای اجتماعی شدن بررسی گردد چرا که دخترها به ارتباطات بیشتر اهمیت می دهند و نطر دیگران در نحوه ادراک آنها از خودشان بیشتر اثر می گذارد ولی پسرها از استقلال بیشتری برخوردارند و روابط اجتماعی کمتر از منطق ، اخلاق و تعمیم های اجتماعی برای آنها اهمیت دارد از اینرو راحت تر در نقشهای متعدد خود حرکت میکنند.

ž




طبقه بندی: مطالب روانشناختی، 

 
 
 

 
.: Professional Themes in SWEET KISS :.
SWEET KISS